تبليغاتX
شعارعشق میدهم و صدای معشوق نمی شنوم
شعارعشق میدهم و صدای معشوق نمی شنوم



 دست در دست تو راهي که نپيمودم نيست
              لحظه اي را که کنار تو نياسودم نيست
 پيچ در پيچ شب موي تو مجنونم کرد
              رمز ليلايي تو نيز که بگشودم نيست
 سوختم از خنکاي شرر شيرينت
             به جز آن خاطر آتشکده در دودم نيست
 با تو من هست شدم عاشق و اينک بي تو
             هيچ از هستي و آنچه که آن بودم نيست
 چشم در چشم تو راهي که مرا مي خواني
            پشت سر هم نفسي نيست که بدرودي نيست

دوشنبه 23 شهریور1388  توسط نیلوفر  |

 

 

ياد در ياد نمي دانم كجا ، چشم در چشم نمي دانم چرا

تو در آن سوي شقايق و من اين سو تنها

                  پل يادت در تب خاطره ام ويران شد و من از باغ جدا

                  بي جهت نيست كه من درپي راز جدايي هستم

در پي يك سبد سيب كه يك دانه آن نيم خورده به جا مانده سوا

اين همان نيمه سيبي است كه من در پي نام تو از باغچه ات دزديدم

                  سرخ ،چون رنگ شقايق كه زغم مي سوزد

                  زرد ، چون زرد قناري كه بر آن مي خواند

چند روزي است كه من طعمه تير نگاه تو شدم

آن طرف روي پل خاطره ات مي مانم ، آب را مي شمرم

چشم در آب نمي ماند!

                لحظه ها از پي هم مي گذرند ،برگ با باد خزان مي افتد

                و فقط خاطره هاست كه عجب تند و سريع زگذر خانه دل مي گذرد و سپس .........

در ته چاه عميق تقدير ، همچو يه سنگ نهان مي ماند

در فراسوي نگاهت ، جريان دارد عشق

               و شقايق كه در آن سو نگران مي سوزد

   آري افسون نگاهت ،جريان خواهد داشت

مثل يك رود بسان دريا

اما، رود هم گر نرود مرداب است

              چشم هم گر كه نبيند خواب است

              سفره را در جهت باد تكان خواهم داد

تكه نان و سبد خاطره ام همره آب برفت

رفت تا پس ديوار بلند تقدير ، عاقبت آن نگهت محو شود

 آري ، آن چشم و آن تيرك چشمت همگ

 در پس چرخش ايام ، نهان خواهد شد

و باز اين منم ، من

كه در آن سو نگران منتظرم

دوشنبه 9 شهریور1388  توسط نیلوفر  |

 

سال ها پيش برسر عهدمان

 استخواني شکستيم

خاطراتت را ورق بزن

- يادم تو را فراموش -

حتم دارم اين بار عاشقم مي شوي ...

یکشنبه 1 شهریور1388  توسط نیلوفر  |

 

 

هر روز مرا

با هجوم خیالت

 نبردی دوباره است

آتش بس را بپذیر!

نمی خواهم شهید قلبم شوی ...

یکشنبه 1 شهریور1388  توسط نیلوفر  |

 

چهارشنبه 28 مرداد1388  توسط نیلوفر  |

 

صبحگاهي به شب تار دلم    ياد تو شد همه دم کار دلم
از دلم هيچ ندارم اميد        همه اميد تويي يار دلم
اي تو در قصر سليمان ساکن    قصر تو کوه و کجا غار دلم
اي تو بر درد نهانم درمان    گوش کن ناله بيمار دلم
دل من خسته شد از بار غمت    کي بيايي بري بار دلم
پرده بگشاي ز چشمان ترم    تا ببينم رخ غمخوار دلم
محرمي نيست به غيرازتوعزيز       بازگو باز تو اسرار دلم

چهارشنبه 28 مرداد1388  توسط نیلوفر  |

 

 



امید همچون شکوفه ای است
که از دل تاریک خاک سر بر می آورد
شکوفه ای که با سختی های زیادی
از تاریکی و ظلمت خاک بیرون می آید
و خود را به روشنایی می رساند
و از نور زیبای خورشید بهره می جوید.
من امید هستم,
دانشجوی ترم 4 مهندسی صنایع ,
خیلی احساساتی هستم و ترجیح میدم تحت هر شرایطی عاشق باشم و دوست داشته باشم ,
عاشق گیتارم البته زیاد بلد نیستم چون وقت ندارم همه کلاساشو برم ,
عاشق ورزشهای رزمی هستم و شالبند آبی کونگ فو و نارنجی ووشو رو دارم ولی بخاطر مصدومیت مجبور به کناره گیری شدم ,
داستانهای تخیلی مثل
"هری پاتر" و
ترسناک مثل
"رزیدنت اویل"و"دنیای مردگان"
رو خیلی دوست دارم.
و در نهایت عاشق اینم که زیر بارون راه برم البته بدون چتر.....
راستی واقعا خوشحال میشم که با نظرای زیباتون بهم کمک کنید تا بتونم وبلاگم رو بهتر کنم.

baranpaeizi63@yahoo.com

 

 

 

هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387

 

امید
نیلوفر

 

ارسال SMS تبلیغاتی(بهترین سرویسها و نرم افزارها)
لپ تاپ
پاتوق گروههای پیام نوری
ادبستان گروههای پیام نوری
ایران غزل
دلنوشته های من
من و تو یکی شوریم
مسیر سبز
عشق امید = عاشق باش
نیلوفر آبی
ننه خاتون
سکوت
محرمانه
خان دایی و سعیده
آخرین بوسه یک عاشق
پرسپولیس عشقی
افرینا
خشایار
توپ ورزشی
شب نقره ای
چکاوک
هر چی دلت بخواد هست بیا تو
سلامُ قولُ من رب الرحیم
مهشید جیگر
وخدایی که در این نزدیکیست
پری دریایی
بگو که رویا نیست
بوی گندم
کلبه تنهایی
اسیر نگاه تو
مرگ سایه ها
اندکی عاشقانه تر زیر باران بمان
همه جوره از همه جا
باد مهربون
ای کاش
دختری از شهر ناشناخته
بارانی باید تا رنگین کمانی آید
خاطرات من
خاطرات خلال دندونی که چاق شد
حسین و المیرا

 

 

RSS 2.0